♣♣♣ سـال دولت وملّت ، همدلی و هم زبانی گرامــــی باد♣♣♣ لذت معلمی
شاید دانش آموزهایم شلوغ باشند ،گاهی از شدت بازیگوشی امانم را ببرند آن چنان که من می خواهم درس نخوانند ، شاید حقوقم نسبت به دیگران کم باشد، شاید کسانی در جامعه نسبت به من و شغلم کم مهری کنند و هزار شاید دیگر.....  

 اما هرگز لذت معلمیم را با دنیا عوض نمی کنم. لذت استقبال یه دانش آموز برای آموختن از میان سی نفر، لذت معرفت بچه های پاک و معصوم، لذت سلام های چند متر یک بار در خیابان، و حال و احوال پرسی دوستانه و خالصانه شان.

 لذت معلمی را با دنیا دنیا رفاه عوض نخواهم کرد.



تاريخ : شنبه ۲۰ تیر۱۳۹۴ | 13:41 | نویسنده : حسن رضا ترابی |
 آدمي در درون خود حس هايي را تجربه ميکند که فقط مختص به درون اوست و قابل انتقال به غير نيست،هرچقدر دوربين قوي داشته باشيم نمي توانيم زيبايي هايي را که با چشمان خود ميبينيم به تصوير بکشيم،حتي اگر بهترين عکس را گرفته باشيم آن عکس بدلي است از آنچه چشم ديده و درون با ديدنش به وجد آمده،هرچقدر قلم خوبي داشته باشيم اين قلم عاجزتر از بيان عواطف و احساسات درونمان است، قلم فقط نقش بازي ميکند...



تاريخ : یکشنبه ۴ بهمن۱۳۹۴ | 23:9 | نویسنده : حسن رضا ترابی |

پیشنهادهایی برای تدریس موفق درس قرآن

مقاله چاپ شده حسن رضا ترابی

درفصلنامه معارف اسلامی

دی ماه 94

 



تاريخ : چهارشنبه ۹ دی۱۳۹۴ | 10:48 | نویسنده : حسن رضا ترابی |
بسم الله الرحمن الرحیم

خیلی وقتها یک رفتاری رو در خودم یا دیگران نمی پسندیدم یا برعکس می خواستم ازشون درس بگیرم و اگر روزی اون موقعیت برام پیش آمد از این درس ها استفاده کنم اما فراموششون می کردم.

خیلی وقتها تجربه های خوبی به دست می آوردم تلخ یا شیرین دوست داشتم دیگران هم از این تجربه ها استفاده کنند.

 

اگه راهی اشتباهه ،اونها تکرارش نکنند و اگر درسته، ازش کمک بگیرندچقدر خوب میشه یک بانک تجربه داشته باشیم.


فرقی نمی کنه تجربه ها کوچک باشند یا بزرگ وقتی گفتنش می تونه کمک کنه تا زندگی هامون زیبا بشه از هم دریغشون نکنیم.

 

 شما هم تجربه های تلخ و شیرین زندگی تونو که فکر می کنید می تونه به دیگران کمک کنه، برامون بفرستید.

 

شاید تجربه ی شما یک زندگی رو نجات داد و شما در سلامت یک نسل سهیم شدید.

نحوه ارسال تجارب:

یا ازطریق نظرات همین پست ویا هم ازطریق ایمیل:

 hassanreza_torabi@yahoo.com

 



تاريخ : سه شنبه ۸ دی۱۳۹۴ | 9:11 | نویسنده : حسن رضا ترابی |
پيش از آنکه دست هاي درخت به نور برسد، پاهايش تاريکي را تجربه کرده!
گاهي براي رسيدن به نور بايد از تاريکي عبور کرد.
اين مطلب را در جايي خواندم که البته ناقل آن را نمي شناسم؛
در مورد ش فکر کردم و در دل آرزويي...
کاش تاريکي هاي مسير، آزمون هاي بزرگ و گمراه کننده نباشند...
کاش عمر ما برسد بجايي که به نور برسيم
رسيدن به نور چقدر لذت بخش است
تا وجود جلا نيافته باشد، 
لذت رسيدن به نور معنا ندارد.



تاريخ : پنجشنبه ۳ دی۱۳۹۴ | 23:54 | نویسنده : حسن رضا ترابی |
يکي از افتخارات دوران ابتدايي من اينه که مبصر کلاس بودم
وقتي کسي درس نمره کم ميگرفت معلم به من ميگفت :
ببرش دفتر بگو که درس نخونده !
اون لحظه حس پليس بين المللو داشتم 
چه فازي داشت !
البته فوشايي که از بچه ها ميخوردم رو ناديده ميگرفتم.

کيا يادشونه ابتدايي که بوديم معلم وقتي سوتي ميداد ميگفت:

خواستم ببينم حواستون هست يا نه بعد ماهم باور ميکرديم.

يادش بخير دبستان (تا کلاس سوم) که بوديم اگه نوزده ميگرفتيم
براي اين که گريه نکنيم بمون ميگفتن نوزده برادر بيسته



تاريخ : پنجشنبه ۳ دی۱۳۹۴ | 7:41 | نویسنده : حسن رضا ترابی |
مهدي جان!
سئوالي ساده دارم از حضورت ... 
من آيا زنده ام وقت ظهورت ...
اگر که آمدي من رفته بودم ... 
اسير سال و ماه و هفته بودم ...
دعايم کن دوباره جان بگيرم ... 
بيايم در رکاب تو بميرم...



تاريخ : یکشنبه ۲۹ آذر۱۳۹۴ | 22:55 | نویسنده : حسن رضا ترابی |
دانش آموز: اقا برم آب بخورم؟
معلم: نه بشين!
- آقا گناه دارم ها
- وايسا روبه قبله بگو الهي العفو خدايا توبه
وايساد روبه قبله و گفت: خدايا توبه
آقا حالا برم آب بخورم؟
معلم: نه بشين
- چرا آقا؟
- آخه ديگه گناه نداري



تاريخ : پنجشنبه ۲۶ آذر۱۳۹۴ | 21:54 | نویسنده : حسن رضا ترابی |
اگر کسي را ديديد که از کوچکترين چيزها لذت مي برد،محو طبيعت مي شود،کمتر سخت مي گيرد،مي بخشد،مي خندد،مي خنداند و با خودش در يک صلح دروني ست،
او نه بي مشکل است نه شيرين مغز!
او طوفان هاي هولناکي را در زندگي پشت سر گذاشته و قدر آنچه امروز دارد را مي داند.
او ياد گرفته است که لحظه به لحظه ي زندگي را در آغوش بگيرد.



تاريخ : شنبه ۲۱ آذر۱۳۹۴ | 5:53 | نویسنده : حسن رضا ترابی |
مطالب قدیمی‌تر >>